محسن نعمتی!


-حاضر

فریدون جعفری!

-حاضر

کامران روز شاد!
.
.
.
صدایی نیامد ...

بچه ها اول به هم نگاه کردند و بعد به دسته گلی که جای او روی صندلی اش بود .... 

گل های سفیدی که انگار فریاد می زدند: او حاضر است ، برای همیشه...