تبلیغات
خادم الشهدا - حاج احمد متوسلیان

خادم الشهدا
 
لوگوی ما

برای مشاهده  بهتر وبلاگ از برنامه فایر فاکس و کروم استفاده نمایید.
برای دانلود فایرفاکس اینجا کلیک کنید
برای دانلود گوگل کروم اینجا کلیک کنید


آن روزها خانه‌ی پدر احمد شده بود پاتوق بسیجیان لشگر. بسیجیانی كه یا برای گرفتن خبرو یا دلداری به خانواده‌ی احمد به آن جا می‌رفتند. آخرچندروزی می‌شد كه از برگشتن نیروها از لبنان می‌گذشت؛  نیروهایی كه با حمله‌ی اسراییلی‌ها به لبنان و مواضع نظامیان سوریه، به فرمان حضرت امام و با فرماندهی احمد، برای كمك به مردم سوریه و لبنان به آن كشور عزیمت كرده بودند، اما هنوز از احمد خبری نبود.

واین خبر به گوش همه رسیده بود؛ احمد همه‌ی نیروها را تا پای پلكان هواپیما بدرقه كرده بودوخود به همراه كاردارسفارت، عكاس خبرگزاری وراننده‌اش ، برای آخرین سركشی‌هاراهی سفارت ایران در بیروت شده بود.

ظهر روز چهاردهم تیر 1361، از این كه به سفارت برسند، در یك ایستگاه پست ایست و بازرسی متوقف شدند. و علیرغم داشتن مصونیت دیپلماتیك ، توسط شبه نظامیان مارونی دستگیرشدند. احمد در سال 1332 به دنیاآمد؛ در محله‌ای امامزاده سید اسماعیل خیابان مولوی تهران.

پسری آرام و گوشه گیر كه در سن چهارسالگی، خانواده‌اش متوجه ناراحتی قلبی او شدند و به ناچار تن به عمل جراحی قلب سپرد . در هفت سالگی ، پدرش او را در مدرسه‌ی مصطفوی ثبت نام كرد. اما از پدرش خواست كه علاوه بردرس، در مغازه‌ی او- قنادی متوسلیان یزدی- واقع در بازار، به كار بپردازد.

همزمان با پایان امتحانات كلاس سوم دبستان، لایحه‌ی كاپیتولاسیون به تصویب مجلس شاه رسید.

امام خمینی (ره) نسبت به تصویب این لایحه واكنش نشان داد. مردم هم به خیابان ها ریختندودراعتراض به این لایحه، تظاهرات كردند. مزدوران شاه مردم را به گلوله بستند .به این ترتیب احمد با نام امام خمینی(ره) آشنا شد.

بعداز پایان دبستان ، در كلاسهای شبانه‌ی هنرستان اخباریون ثبت نام كرد. در سال 1351 و پس از پایان تحصیلات در رشته‌ی برق، در شركتی خصوصی مشغول به كار شد. او همچنان به فعالیت مخفیانه ادامه داد و با نحوه‌ی مبارزه‌ای مسلحانه هم آشنا شد. بعد از دوسال كار و فعالیت شبانه روزی به خدمت سربازی اعزام شد .پس از پایان دوره‌ی آموزشی ، با درجه گروهبان دومی و رسته فرمانده تانك به سرپل ذهاب – یكی از شهرهای مرزی استان كرمانشاهان – اعزام شد.

خدمت سربازی‌اش هم با فعالیت مخفیانه ادامه یافت و پس از آن به تهران بازگشت. در این زمانه تصمیم خود را گرفت و در اوایل سال 1357 به بهانه‌‌ی ماموریت ، به شهرستان خرم آباد عزیمت كرد تا در آنجا به فعالیت مخفیانه ادامه بدهد. مامورین شهربانی خرم آباد، متوجه حضور احمد و فعالیتش علیه رژیم شاه شدند، در روز پانزدهم شهریور 1357 در حالی كه مشغول تكثیر اعلامیه علیه رژیم بود، دستگیرش كردند. او و دوتن از دوستانش متاهل و دارای زن و بچه هستند. پس مسئولیت كارها را به عهده گرفت تا جرم دوستانش سبكتر شود.

به این ترتیب ، مرد داستان ما به زندان افتاد و خود را آماده پذیرایی از شكنجه‌های ساواك كرد.

پس از تحمل دو ماه شكنجه و عذاب، دست به اعتصاب غذا زد . ماموران به ناچار، او را به بند عمومی زندان منتقل كردند.

با گسترش دامنه‌ی اعتراضات مردم علیه رژیم ، دولت نظامی ازهاری ، زندانیان سیاسی را آزاد كرد، به این ترتیب، احمدهم در هفتم آذر 1357 از زندان آزاد شد و به آغوش خانواده بازگشت.

با پیروزی انقلاب، او به همراه دیگر همرزمانش ، به تشكیل كمیته‌ی انقلاب اسلامی استان تهران همت گماشت. همزمان ، سپاه پاسداران هم در حال شكل‌گیری بود. احمد دوره‌ی سوم آموزش نظامی سپاه را در سعدآباد تهران گذراند. پس از پایان دوره، برای مقابله با شرارت‌های كمونیست‌ها و ملاكین ضدانقلاب به گنبد و تركمن صحرا اعزام شد، درگیری‌ای كه بعدها به «جنگ اول گنبد» معروف شد.

وقتی به تهران برگشت ، تمام فكر و ذكر خود را مشغول سازمان دهی گردان‌های سپاه كرد. ضمن اینكه به گردان دوّم سپاه پیوست و پس از مدتی فرماندهی آن را بر عهده گرفت. كم كم  غائله‌ی مخالفت‌های ضد انقلاب درباره كردستان باعث شدكه با 66 نفر از هم رزمانش به طور داوطلبانه به شهر بوكان از شهرهای استان كردستان – عزیمت كند. او توانست شهرهای كردستان را یكی پس از دیگری از وجود اشرار پاكسازی كند ؛ شهرهایی مانند بوكان، مهاباد، سقز و بانه .

پس از پاكسازی شهر بانه، احمد و همرزمانش تصمیم گرفتند آخرین سنگرهای دشمن را در داخل از بین برده و حتی پاسگاههای مرزی را هم به تصرف درآورند . درهمین زمان ، تشكیل «ستاد مشترك عملیات ویژه سپاه و ارتش » كه احمد از بانیان آن بود، موجی از امیدواری را در دل نیروهای انقلاب زنده كرد . آمدن سرهنگ صیاد شیرازی هم امیدواری‌ها را دو چندان كرد.

در همین زمان، با ابتكار محّمد بروجردی و فرماندهان تحت امرش ا زجمله احمد ، طرح« سازمان پیشمردگان كرد » تدوین و به شورایعالی سپاه ارایه شد. با تصویب این طرح و واگذاری مسئوولیت آن به محمد بروجردی، احمد و دیگر مسؤولان سپاه توانستند عده‌ی زیادی از مردم مسلمان كرد منطقه را مسلح و علیه ضدانقلاب ساماندهی كنند.

فتح سنندج اوج هنرنمایی احمد و همرزمانش د رمقابله با اشرار غرب كشور بود. در زمستان سال 1358 نیروهای تحت فرماندهی احمد وارد پاره شدند و با حكم محمد بروجردی ، احمد به عنوان اولین فرمانده‌ی سپاه پاوه منصوب شد.

در همین زمان ،‌ناصر كاظمی هم به عنوان فرماندار پاوه، وارد شهر شد. همكاری احمد و ناصر ، یكی از عوامل موُثر انهدام عوامل ضد انقلاب در شهر پاوه بود. كمی بعد ، به احمد ماُموریت داده شد تا شهر مریوان را هم از وجود ضد انقلاب پاك‌سازی كند. احمد با موفقیت این عملیات را به پایان برد و خود مسوُولیت سپاه این شهر را به عهده گرفت.

با شروع سال 1360 و با فرماندهی احمد ، عملیات آزاد سازی ارتفاعات مهم نوار مرزی غرب مریوان از شمال تا جنوب آغار شد كه با موفقیت به پایان رسید. در شامگاه یازدهم تیرماه 1360 ، احمد موفق به آزادسازی ارتفاعات قوچ‌سلطان شد كه نقطه الحاق خاك عراق به ایران بود.

در همین سال و اواخر پاییز، احمد به همراه تنی چند از فرماندهان به مكه مشرف شدند. در همان موقع، از طرف فرماندهی وقت سپاه مامور می‌شود تا تیپی از بچه‌های  بسیجی تشكیل داده و برای مقابله با عراقی‌ها به جبهه‌های جنوب برود. تشكیل چنین تیپی از آرزوهای احمد بود و او بلافاصله دست به كار دست به كار گزینش افراد واجد شرایط شد. درنهایت ، به همراه حدود 120نفر از همرزمانش عازم جبهه‌های جنوب شد. با تلاش احمد در شب هفدهم بهمن 1360 ، خبر تشكیل تیپ 27 رسول الله (ص) به طور رسمی در قرارگاه كربلا اعلام شد .

دوكوهه شد خانه‌ی بسیجانی كه برای جنگ عازم جبهه‌های شده بودند. او هم بلافاصله با همرزمانش ، طرح بزرگ‌ترین عملیات نظامی را تا آن زمان پی‌ریزی كرد. به دنبال آن ، حماسه بزرگ «فتح‌المبین » در شب اول فروردین 1361 آغاز شد.

با هوشیاری احمد، در این عملیات ، غنایم و اسیران زیادی نصیب سپاه اسلام شد. بعد از آن كه درتهران مشغول طرح‌ریزی عملیات بزرگ دیگری به نام «الی بیت‌المقدس» بودند.

مرحله او عملیات الی بیت‌المقدس‌، در شب جمعه دهم اردیبهشت 1361 آغاز شد و به این ترتیب مراحل دوم و سوم این عملیات هم با هدف نهایی آزادسازی خرمشهر به فاصله‌ی بیست روز پس از مرحله اول انجام شد. بلافاصله‌ی بعد ا زاین عملیات ،احمد برای دیدار از خانواده‌های شهدا ی این عملیات عازم تهران شد. این زمان مصادف شد با حمله نیروهای اسراییلی به لبنان و مواضع نظامیان سوریه. احمد و همرزمانش برای كمك به مردم سوریه و لبنان آماده حركت به سوریه شدند......





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 توسط محمد مهدی رحیمی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : خادم الشــهـــدا
  • ">
  • body>