تبلیغات
خادم الشهدا - مطالب ابر شهادت

خادم الشهدا
 
لوگوی ما

برای مشاهده  بهتر وبلاگ از برنامه فایر فاکس و کروم استفاده نمایید.
برای دانلود فایرفاکس اینجا کلیک کنید
برای دانلود گوگل کروم اینجا کلیک کنید

شهادت یک هدیه است از جانب خدای تبارک تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود
                                                                                    امام خمینی (ره)                                                                                            




برچسب ها: امام خمینی، شهادت، هدیه، لایق، توفیق شهادت، تصمیم، خداوند،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393 توسط محمد مهدی رحیمی

خواهر شهید «سید رضا قائم مقامی» می‌گوید: از رضا خواستم تا نحوه شهادتش را برایم تعریف کند. جوابم را نداد. دوباره با صدای بلندتر خواسته‌ام را مطرح کردم. رضا وقتی به سر خیابان رسید،‏ برگشت. خندید و گفت: می‌آ‌یم و برایت تعریف می‌کنم.

به گزارش شیرازه به نقل از فارس، شهید «سید رضا قائم‌مقامی» در تاریخ 7 دی ماه 1350 در محله هفت‌ چنار تهران به دنیا آمد؛ اجداد او با هفت نسل به شهید امیرکبیر قائم‌مقامی و با چهل نسل به امام سجاد(ع) منسوب هستند.
 
سید رضا در 16 سالگی به عنوان تخریب‌چی در جبهه حضور پیدا کرد و سرانجام در تاریخ 26 اردیبهشت 67 به شهادت رسید. سید رضا بعد از شهادتش به خواب خواهرش آمده و نحوه شهادت را برای او تعریف کرد. روایت محبوبه قائم‌مقامی به نقل از کتاب «شهود» در ادامه می‌آید:
 



ادامه مطلب

برچسب ها: شهید، نحوه، شهادت، سید، رضا، قائم مقامی، نوادگان،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 توسط محمد مهدی رحیمی

مرد آمده بود چیزی بگوید سرفه امانش نداده بود ...

چه می‌توانست بگویدوقتی تمامِ فهمِ یک شهر از جانباز سهمیه دانشگاه است... 

وبعد از مرگ،شاید اسم یک کوچه…

مرا به خاک نسپارید ...

نفسهـــــای مسمومم ،

خاک را هم به ســـــرفه می اندازد ...

یک کپسول اکسیژن پای مزارم بکارید ؛

تا زمین نفس بکشد ... !!!



برچسب ها: شهدا، شهادت، خاک، اراده، جانباز، دانشگاه،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 اسفند 1392 توسط محمد مهدی رحیمی




مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها

انگار انتظار تو را پیر کرده است

زود است باز این همه پیری برای تو

شاید منم که آمدنم دیرکرده است


مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم

یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید

تا ارتفاع شانه مردان شهرمان

از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید





برچسب ها: بهشت، مادر، شهادت، شهدا، عشق،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 اسفند 1392 توسط محمد مهدی رحیمی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : خادم الشــهـــدا
  • ">
  • body>